امروزه معضل صندوق های بازنشستگی در کنار آب و محیط زیست یکی از ابربحران های پیش روی اقتصاد کشور معرفی شده است. بحرانی که نهادهای بین المللی همچون بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان بین المللی کار در خصوص رخداد قریب الوقوع آن در ایران هشدار داده اند. متاسفانه تاریخ صندوق های بازنشستگی تاریخ تبدیل یک نعمت بزرگ اجتماعی'>اجتماعی به یک مصیبت بزرگ اجتماعی است و اگر هیچ اقدام اصلاحی صورت نگیرد در 10 سال آینده باید 40 درصد بودجه عمومی کشور صرف جبران زیان صندوق های بازنشستگی شود.متاسفانه در چند دهه اخیر در حوزه بیمه های اجتماعی شاهد: تصویب انواع قوانین مغایر با اصول و قواعد بیمه ای (بهویژه قوانین مرتبط با بازنشستگی های زودهنگام)، تحميل ريسک هاي گزينشي به سازمان هاي بيمه گر اجتماعي، عدم پرداخت بموقع و کامل بدهی های دولت به سازمان ها و صندوقهای بیمهگر اجتماعی، تصمیمات و اقدامات پوپولیستی (توده گرایانه) برخی دولت ها بهویژه در ایام انتخابات و باهدف کسب رأی و توجه مردم، بوده ایم؛ تا آنجاکه نماگرهای کلیدی پایداری مالی اغلب سازمان ها و صندوق های بیمه گر اجتماعی در خط بحران و یا بحران شدید قرار گرفتند. بدین گونه پدیده صندوق های بازنشستگی ورشکسته ظهور یافته و زنگ خطری برای مدیریت کلان کشور به صدا درآمده است.متاسفانه هرجاکه ناکارآمدی مدیریتی، قوانین به ظاهر توسعه ای و وضع خط مشی های رفع تکلیفی موجب افزایش بیکاری های غیرمنطقی در بازار کار گردید، بار آن به دوش سازمان تامین اجتماعی تحمیل تا از این رهگذر چند صباحی دیگر، روزگار سپری شود. آنجاکه لازم گردید اصلاحات فرآیندی در سازمان های بیمه گر آغاز گردد، متاسفانه نظام بیمه ای و حمایتی کشور به دلایلی همچون: فقدان شناسنامه
برچسب: نویسنده: لیلا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:01
سخنی با شمابا سپاس از اختصاص وقت گرانبهايتان برای مطالعه اين تارنگار (وبلاگ)اشتهای سیری ناپذیر ما برای كنجكاوی در محیط خود، جهانی شدن كسب و كار، توانمندی های بی نهایت ما برای بهره برداری از ابزارها، رقابت فزاینده در صحنه های بازار، تغییرات مداوم نیازمندیهای ما، سرعت روز افزون نوآوری و فنآوری، شتاب انتشار داده ها و آمار و اطلاعات ناشی از عصر دیجیتال و الكترونیك در دوران نوآوری های موج سوم، مرا که از دانش آموختگان مهندسی سیستمهای اقتصادی – اجتماعی می باشم، بر آن داشت تا سهم خویش را هر چند اندک در توسعه این حوزه ادا نموده و در اعتلای علمی میهن خویش، قدمی هر چند کوچک بردارم.هر چند در اين راستا هيچگونه ادعائي نداشته و ندارم و آماده يادگيري از شما سروران و بزرگان مي باشم و اگر اكنون قلم بدست گرفته و مي نويسم شايد به مثابه آنچه در تاريخ بيهقي آمده، باشد:... مرا مقرر است که امروز که من این تالیف می کنم ... بزرگان اند که اگر براندن تاریخ [این مردم ] مشغول گردند تیر بر نشانه زنند و به مردمان نمایند که ایشان سواران اند و من پیاده و من با ایشان در پیادگی کند ... و چنان واجب کنندی که ایشان بنوشتندی و من بیاموزمی و چون سخن گویندی من بشنومی. و لکن چون دولت ایشان را مشغول کرده است ... پس من بخلیفتی ایشان این کار را پیش گرفتم، که اگر توقف کردمی، منتظر آنکه تا ایشان بدین شغل پردازند، بودی که نپرداختندی و چون روزگار دراز برآمدی این اخبار از چشم و دل مردمان دور ماندی [ و این تجربت تاریخ نیاموختندی و کارهای گران دوره به خردان سپردندی و بزرگان را بکشتندی و روزگار مهمل گذاشتندی ]. بیهقی ص 253 ، 128، 129"نوشتم بر در و دیوار خانه، که بعد از من بماند این نشانه"خوشبخت
برچسب: نویسنده: لیلا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:01